تبليغاتX
میخوام که با تو باشم
لوگو وبلاگ


ساعت
امکانات
خدایا..چرا صدامو نمیشنوی!!
در آنجا بر فراز قله ی کوه

دو پایم خسته از رنج دویدن

به خود گفتم که در این اوج دیگر

صدایم را خدا خواهد شنیدن

به سوی ابرهای تیره پر زد

نگاه روشن امید وارم

ز دل فریاد کردم : کای خداوند

من او را دوست دارم دوست دارم

صدایم رفت تا اعماق ظلمت

بهم زد خواب شوم اختران را

غبارآلوده و بی تاب کوبید

در زرین قصر آسمان را

خدا در خواب رویا بار خود بود

به زیر پلکها پنهان نگاهش

صدایم رفت و با اندوه نالید

میان پرده های خوابگاهش

ولی آن پلک های نقره آلود

دریغا تا سحرگه بسته بودند

سبک چون گوش ماهی های ساحل

به روی دیده اش بنشسته بودند

صدا صدبار نومیدانه بر خاست

که عاصی گردد و بر وی بتازد

صدا می خواست تا با پنجه ی خشم

حریر خواب او را پاره سازد

صدا فریاد می زد از سر درد :

بهم کی ریزد این خواب طلایی؟

من اینجا تشنه ی یک جرعه ی مهر

تو آنجا خفته بر تخت خدایی؟!!

مگر چندان تواند اوج گیرد

صدایی درد مند و محنت آلود؟

چو صبح تازه از ره باز آمد

صدایم از "صدا" دیگر تهی بود

ولی اینجا به سوی آسمان هاست

هنوز این دیده ی امیدوارم

خدایا این صدا را می شناسی؟

من او را دوست دارم دوست دارم "فروغ فرخزاد"

 


|+|نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387 ساعت 12:14  توسط نسرین جون  | 
کاش میشد بچه میموندم
بچه که بودم مدام دستم را از دستان نگرانی که مراقبم بود رها می کردم و

آرزویم بود که یک بار هم که شده تنها از خیابان زندگی رد شوم.

حالا که دیگر نمی شود بچه بود و فقط می شود عاشق بود از سر بچگی

هرچه وسط خیابان زندگی سر به هوا می دوم هیچکس حاضر نمی شود

دستم را بگیرد و برای لحظه ای حتی مراقبم باشد.......


|+|نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387 ساعت 12:11  توسط نسرین جون  | 
عاشورا
مدعی دیگر مزن بیهوده لاف عاشقی/گر حسین تنها یک عاشق دارد آن هم زینب است

سلام!

یه معنی جدید برای سلامم پیدا کردم!(نمی گم به موقعش سورپیریزتون کنم!!!) راستش هر چی صبر کردم دیدم ترم دوم خیال تموم شدن نداره تازشم مسئله به این مهمی (تاسوعا و عاشورا) در راه حیف آپ نکنم بعد از....!

آرزومونه با یک پرچم سرخ یا حسین

با همه سینه زنات بیایم توی بین الحرمین

توی کوچه پس کوچه های کربلا دم بگیریم

تو مقام اکبرت شور محرم بگیریم

همگی سینه زنون

بخونیم گریه کنون

جوانان بنی هاشم بیایید

علی را بر در خیمه رسانید

چی میشه تو کربلا سینه زنون گریه کنیم

توی هر گذر به یاد بچه هات گریه کنیم

بزنیم سینه کنار قتلگاه اصغرش

بخونیم روضه به یاد لاله های پرپرش

بخونیم در تب و تاب

به یاد طفل رباب

به کربلا آب روان قیمت جان شد

حنجره ات بر هدف تیر کمان شد

دلمون میخواد که روضه ی پراحساس بخونیم

دم کفه بشینیم روضه عباس بخونیم

یاد دستای جدا بر سر و بر سینه زنیم

روی سینه یاد نوحه ی سکینه بزنیم

یاد سقای حرم

بگیریم با گریه دم

ای اهل حرم میرو علمدار نیامد

سقای حرم سید و سالار نیامد

 


|+|نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387 ساعت 9:37  توسط نسرین جون  | 
من اومدم!!!
 

سلااااااااااااااام

نمي دونم بعد از يه وقفه ي طولاني چه طور بايد شروع کرد....

نمي دونم بايد از دليل نبودن گفت يا از دليل بازگشت

نمي دونم…

ولي يه چيزو خيلي خوب مي دونم؟؟!

اينکه دلم واسه ي همتون تنگ شده بود. دلم واسه نوشتن, واسه وبلاگ و واسه ي دوستاي خوبي مثل شما تنگ شده بود...

خودم خيلي خوشحالم که مي تونم دوباره از اين دريچه باهاتون حرف بزنم, شما رو نمي دونم؟...

-------------------------

دوست دارم مثل قديما!! دوباره بهم سر بزنيد،باجه؟

کمکم کنین بچه ها تو زندگیم دچار تردید شدم...نمیدونم شاید....

 


|+|نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387 ساعت 9:19  توسط نسرین جون  | 

هر که از راه رسيد

قصه ای گفت از اين دام فريب

يکی اينگونه که من

"قايقی خواهم ساخت

دور خواهم شد از اين خاک غريب"

ديگری با نفسی گرم و مسيحا يی وپاک

اين چنين خواند که من

"مرغ باغ ملکوتم

نی ام از عالم خاک"

من کنون با همه بی سرو سامانی خويش

اين چنين می خوانم:

"ما٫ بدين محکو ميم

که بياييم٫ بمانيم ٫ولی در دل اين عالم فانی

آن چنان دير نپاييم

نا گزيريم از اين درد که خا موش شويم

قسمت اين است که ما نيز فراموش شويم

 


|+|نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 8:43  توسط نسرین جون  | 
عکس خونوادگی دوس دارین؟؟


|+|نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 8:40  توسط نسرین جون  | 
گل سرخ

گلهای سرخ غنچه خواهند کرد

حتی اگر کسی رنج باغبان را نفهمد.

گلهای سرخ لبخند می زنند

حتی اگر سزای لبخند پرپرشدن باشد.

گلهای سرخ شادی می آفرینند

حتی اگر من و تو از کودک گلفروش گل نخریم.

گلهای سرخ همیشه بمانید.

ماندنتان در این دیار نامهربانیها غنیمتی است


|+|نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 8:39  توسط نسرین جون  | 
اینم یه عکس عشقولانه


|+|نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 8:38  توسط نسرین جون  | 
ماه من

ماه من غصه چرا؟
آسمان را بنگر ،که هنوز ،بعد صدها شب و روز ..
مثل آن روز نخست ...
گرم و آبی و پر از مهر ،به ما می خندد!

یا زمینی را که دلش از سردی شب های خزان...
نه شکست و نه گرفت!...بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید....
و در آغاز بهار ،دشتی از یاس سپید
زیر پاهامان ریخت،
تا بگوید که هنوز ،پر امنیت احساس خداست!
ماه من،غصه چرا؟!
تو مرا داری و من هر شب و روز،
آرزویم ،همه خوشبختی توست!

ماه من !غم و اندوه ،اگر هم روزی ،مثل باران بارید
یا دل شیشه ای ات ،از لب پنجره افتاد و زمین خورد و شکست

با نگاهت به خدا ،چتر شادی وا کن..........
و بگو با دل خود ،که خدا هست و عشقم هست هنوز .!

او همانی است که در تارترین لحظه شب،راه نورانی امید نشانم میداد ...!

ماه من! غصه اگر هست، بگو تا باشد !

معنی خوشبختی ، بودن اندوه است ...!
این همه غصه و غم ،این همه شادی و شور..
چه بخواهی و چه نه !میوه یک باغند..!

همه را با هم و با عشق بچین..
ولی از یاد مبر: ...
پشت هر کوه بلند ،سبزه زاری است پر از یاد خدا

و در آن باز کسی می خواند...

که خدا هست،خدا هست...
ماه من غصه چرا؟ ؟ ! !


|+|نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 8:37  توسط نسرین جون  | 
به کجا برگردم؟

من به این مهر سکوت

من به این تاریکی

من به ما

من به فرسودگی ذهن خودم

معترضم که چرا

شوق آغاز مرا

و منی چون من را ز خودم دزدیدند

به کجا بر گردم ؟

حق برگشتن را زتنم دزدیدند.........

 


|+|نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387 ساعت 8:35  توسط نسرین جون  | 
آخرین نوشته ها
خدایا..چرا صدامو نمیشنوی!!
کاش میشد بچه میموندم
عاشورا
من اومدم!!!

عکس خونوادگی دوس دارین؟؟
گل سرخ
اینم یه عکس عشقولانه
ماه من
به کجا برگردم؟
آرشيو وبلاگ
بهمن 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386